Toggle stanza 1
سبکروان ز خَمِ آسمان برآمده‌اند
1

سبکروان ز خَمِ آسمان برآمده‌اند

ز راستی چو خدنگ از کمان برآمده‌اند

2

چگونه قامت خود زود زود راست کنند

چو سبزه از تنه سنگ گران برآمده‌اند

3

عنان‌سوختگان را گرفتن آسان نیست

به تازیانه آه از جهان برآمده‌اند

4

به جست‌و‌جوی تو هر روز آتشین‌نفسان

چو آفتاب به گرد جهان برآمده‌اند

5

کدام غنچه محجوب در خودآرایی است

که بلبلان همه از گلسِتان برآمده‌اند

6

ز چشم شوخ بتان مردمی مدار طمع

که آهوان ختا بی‌شبان برآمده‌اند

7

سزای صدرنشینان اگر بود انصاف

همین بس است که از آستان برآمده‌اند

8

نسیم صبح جزا را فسانه پندارند

جماعتی که به خواب گران برآمده‌اند

9

چو شانه در حرم زلف راه جمعی راست

که با هزار زبان بی‌زبان برآمده‌اند

10

جماعتی که خموشند چون صدف صائب

ز بحر با لب گوهرفشان برآمده‌اند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور