غزل شمارهٔ 4162
Toggle stanza 1گلزار جوش حسن خداداد میزند
11
گلزار جوش حسن خداداد میزند
باغ از شکوفه موج پریزاد میزند
22
خون لاله لاله میچکد از تیغ کوهسار
طاوس سر ز بیضه فولاد میزند
33
چون عندلیب هرکه قدم در چمن گذاشت
بیاختیار بر در فریاد میزند
44
هر لالهای که سر زند از کوه بیستون
ساغر به طاق ابروی فرهاد میزند
55
عاشق به هیچ وجه تسلی نمیشود
در وصل عندلیب همان داد میزند
66
صائب به روی خود در غم باز میکند
هرکس که خنده بر من ناشاد میزند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

