Toggle stanza 1
آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم
1

آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم

شمشیر برق بر جگر مور می زنیم

2

بر روی تخت دار، مربع نشسته ایم

می از شرابخانه منصور می زنیم

3

تا کی زند ز رخنه دل جوش، آرزو؟

مشت گلی به خانه زنبور می زنیم

4

هر جا کمان موی شکافی به زه کنیم

مژگان مور در شب دیجور می زنیم

5

آزرده می کنیم دلش را ز حرف سخت

از جهل، سنگ بر شجر طور می زنیم

6

اینجا کلیم رخصت پروانگی نیافت

بال و پری عبث به هم از دور می زنیم

7

این ناله های شعله فشان صائب از جگر

از شوق عندلیب نشابور می زنیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور