غزل شمارهٔ 1466
Toggle stanza 1سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
11
سفر پر خطر عشق نه از تدبیرست
صد طلسم است درین ره، که یکی زنجیرست
22
ایمن از دشمن خاموش شدن بیباکی است
خطر راهروان از سگ غافل گیرست
33
اشکریزان ترا سلسله ای حاجت نیست
در گلو گریه چو گردیده گره، زنجیرست
44
ناخن شیر به گیرایی مژگان تو نیست
هر که با چشم تو پرخاش نماید شیرست
55
در مذاقی که به شیرینی خون عادت کرد
لب پیمانه خنکتر ز دم شمشیرست
66
ناوک راست رو از طعن خطا آسوده است
صائب پاک سخن را چه غم تقریرست؟
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

