آڈیو
Toggle stanza 1
گر درد طلب رهبر این قافله بودی
1

گر درد طلب رهبر این قافله بودی

کی پای ترا پرده خواب آبله بودی؟

2

زود این ره خوابیده به انجام رسیدی

گر ناله شبگیر درین مرحله بودی

3

دل چاک نمی گشت ز فریاد جرس را

بیداری اگر در همه قافله بودی

4

شوق است درین وادی اگر راحله ای هست

در راه نمی ماندی اگر راحله بودی

5

می بود اگر مغز ترا پرده هوشی

آسوده ازین عالم پرمشغله بودی

6

از خون جگر کام کسی تلخ نگشتی

گر در خور این باده مرا حوصله بودی

7

دریای وجود از تو شدی مخزن گوهر

رزق تو اگر از کف پرآبله بودی

8

شیرازه جمعیتش از هم نگسستی

با بلبل ما غنچه اگر یکدله بودی

9

چون آب روان می گذرد عمر و تو غافل

ای وای درین قافله گر فاصله بودی

10

صائب سر زلف سخن از دخل حسودان

آشفته نشد تا تو درین سلسله بودی

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور