Toggle stanza 1
آمیخته است مستی ما با خمار ما
1
آمیخته است مستی ما با خمار ما
یکدست چون حناست خزان و بهار ما
2
افغان که نیست سوخته ای در بساط خاک
کز قید سنگ خاره برآرد شراب ما
3
جز دیده سفید درین تیره خاکدان
صبحی دگر نداشت شب انتظار ما
4
شد توتیا و آب ز چشمی روان نکرد
در سنگلاخ دهر دل شیشه بار ما
5
ز آزادگی چو سرو درین بوستانسرا
ایمن ز برگریز بود نوبهار ما
6
ما را ز بخت سبز چه حاصل، که از بهار
داغ است قسمت جگر لاله زار ما
7
مهد صدف سفینه طوفان رسیده ای است
از آبداری گهر شاهوار ما
8
از وحشت است طاقت ما بی قرارتر
با ابر همرکاب بود کوهسار ما
9
رنگی ز گوهر تو نداریم، گرچه هست
دلچسب تر ز گرد یتیمی غبار ما
10
کثرت حجاب دیده حق بین ما شده است
در گرد لشکرست نهان شهسوار ما
11
صائب ز قحط جوهریان در بساط خاک
شد آب سبز در گهر شاهوار ما

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور