غزل شمارهٔ 3809

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رسوزد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد
1

ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد

ز خنده نمکینت دل شکر سوزد

2

شکر به کار مبر بیش ازین که از تب رشک

به آن رسیده که چون شمع نیشکر سوزد

3

ز لاله دعوی عشق سمنبران خام اوست

هزار رنگ اگر داغ بر جگر سوزد

4

مبر پناه به تدبیر از گزند سپهر

که برق تیغ قضا اول این سپر سوزد

5

ز سوز دل قلمی سر کنم که نامه من

چو شمع زیر پر مرغ نامه بر سوزد

6

ثمر به خاک فکن آب زندگانی نوش

که باغبان قضا شاخ بی ثمر سوزد

7

چو آفتاب ز دل سبزه تمنا را

به یک نظر بدماند، به یک نظر سوزد

8

اگر نه روشنی عالم از می است، چرا

چراغ در شب آدینه بیشتر سوزد؟

9

خوشا کسی که چو صائب ز گرم رفتاری

ز نقش پای چراغی به هر گذر سوزد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور