Toggle stanza 1
آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند
1

آه افسوس از دل خونگرم ما گردد بلند

از شکست شیشه هر کس صدا گردد بلند

2

بوی خون می آید از فریاد دردآلود من

چون غباری کز زمین کربلا گردد بلند

3

گوی چوگان فنا شد از تهی مغزی حباب

زود می ریزد بنایی کز هوا گردد بلند

4

همت مردانه ما از دو عالم درگذشت

گرد این تیر سبکرو تا کجا گردد بلند

5

موجه بحر خطر گردد دعای جوشنش

پایه تختی که از دست دعا گردد بلند

6

اهل دولت زیردستان را فرامش می کنند

بر ندارد سایه خود چون هما گردد بلند

7

چنگ خاموشم ولی همدست اگر باشد مرا

ناله ای از هر سر مویم جدا گردد بلند

8

پیش راه حرص، پیری چوب نتواند گذاشت

بیشتر دست طمعکار از عصا گردد بلند

9

می فتد شور قیامت در میان بلبلان

ناله پرشور صائب هر کجا گردد بلند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور