غزل شمارهٔ 2164
شاعر: صائب
Toggle stanza 1رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
11
رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
زلف سیهت مفلسی دل نکشیده است
22
بر برگ گلت گرد کسادی ننشسته است
دنبال خریدار، نگاهت ندویده است
33
ابروی تو پیوسته به خوبی گذرانده است
چشم تو خمار می گلگون نکشیده است
44
تلخی ندامت نچشیده است دهانت
دندان تأسف لب لعلت نگزیده است
55
معذوری اگر قدر گرفتاری ندانی
پروانه ای از پای چراغت نپریده است
66
حق بر طرف توست در آزردن صائب
سر رشته پیمان تو هرگز نبریده است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

