غزل شمارهٔ 5692

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انشویم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟
1
چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟
بوی مشکیم، محال است که رسوا نشویم
2
عشق ما را پی کاری به جهان آورده است
ادب این است که مشغول تماشا نشویم
3
پردهٔ راز بود حرف دلیرانه زدن
با تو گستاخ از آنیم که رسوا نشویم
4
خون برهم‌زن اوقات بزرگان هدر است
بی‌حجابانه چو سیلاب به دریا نشویم
5
عیش ما چون سر ناخن به گشاد گره است
تا نیفتد به گره کار کسی، وا نشویم!
6
پای پر آبله باشد صدف بحر سراب
بهتر آن است پی عشوهٔ دنیا نشویم
7
این غزل آن غزل خواجه نظیری‌ست که گفت
تا سر شیشهٔ می وا نشود وانشویم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور