Toggle stanza 1
وقت است که داغی به دل دام گذارم
1

وقت است که داغی به دل دام گذارم

برقی شوم و رو به لب بام گذارم

2

تا چند درین دایره همچون خط پرگار

سر در پی آغاز ز انجام گذارم؟

3

سر رشته گمراهی من در کف من نیست

چون خامه به دست دگری گام گذارم

4

گر چرخ به یک کاسه کند تلخی عالم

بیدردم اگر نم به دل جام گذارم

5

از من خبر دوری این راه مپرسید

چندان نفسم نیست که پیغام گذارم

6

شد سرمه ز دشواری این ره نفس برق

صائب چه درین دشت بلا گام گذارم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور