غزل شمارهٔ 5914
شاعر: صائب
Toggle stanza 1از بخت سیه پست نگردید نوایم
11
از بخت سیه پست نگردید نوایم
از سرمه شب بیش شد آواز درایم
22
خون از جگر آهن و فولاد گشاید
چون ریزه الماس، خراشیده صدایم
33
هر سبزه خوابیده که در باغ جهان بود
از خواب گران جست ز گلبانگ رسایم
44
دوری ز خرابات نه از خشکی زهدست
ترسم گرو باده نگیرند ردایم
55
چون سرو گذشتم ز ثمر تا شوم آزاد
صد سلسله از برگ نهادند به پایم
66
در فکر گشاد دل من بس که فرو رفت
افزود به دل عقده ای از عقده گشایم
77
صائب ز سر خود به ته بال کشیدن
عمری است که در سایه اقبال همایم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

