Toggle stanza 1
ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد
1

ز روی خشت خم از جوش باده جام افتاد

بیار باده که طشت خرد ز بام افتاد

2

حباب وار به سرگشتگی مثل گردد

سفینه ای که به گرداب خط جام افتاد

3

مباد از سر زنار کم سر مویی

چه شد که سلسله سبحه از نظام افتاد

4

چو سبزه فرش شد و همچو آب رفت از دست

نگاه هرکه بر آن سرو خوش خرام افتاد

5

به چشم روشنی دام می رود صیاد

کدام مرغ همایون دگر به دام افتاد؟

6

درین نشیمن آشوب پخته شو زنهار

زنند پای به فرقش چو میوه خام افتاد

7

علاج کلفت خود زود می کنم صائب

دگر به دست من امروز یک دو جام افتاد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور