Toggle stanza 1
نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی
1

نیست اکسیری به عالم بهتر از افتادگی

قطره ناچیز گردد گوهر از افتادگی

2

از تواضع افسر خورشید زرین گشته است

کم نمی گردد فروغ گوهر از افتادگی

3

خصم سرکش را به نرمی می توان خاموش کرد

پست سازد شعله را خاکستر از افتادگی

4

می تواند یک نفس آفاق را تسخیر کرد

هر که چون پرتو کند بال و پر از افتادگی

5

از برای پرتو خود مهر می کرد اختیار

رتبه ای می بود اگر بالاتر از افتادگی

6

رتبه افتادگی این بس که شاهان جا دهند

سایه بال هما را بر سر از افتادگی

7

بر سر شاهان عالم می تواند پا گذاشت

هر که چون خورشید سازد افسر از افتادگی

8

خصم بالا دست را خواهی اگر عاجز کنی

هیچ فنی نیست صائب بهتر از افتادگی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور