غزل شمارهٔ 3360
شاعر: صائب
Toggle stanza 1برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
11
برق را در نظر آور به خس و خار چه کرد
تا بدانی که به من شعله دیدار چه کرد
22
گر بگویم، رود از دست صدف گیرایی
که به آب گهرم سردی بازار چه کرد
33
میوه چون پخته شود شاخ بر او زندان است
سر منصور به آرامگه دار چه کرد؟
44
هدف سوزن الماس شود پرده گوش
گر بگویم به من آن غمزه خونخوار چه کرد
55
مشتی از خار فراهم کن و در آتش ریز
چند پرسی به تو گردون ستمکار چه کرد؟
66
از ترشرویی گردون گله بی انصافی است
خنده برق شنیدی به خس و خار چه کرد
77
سر به دامان بهارست رگ خواب ترا
تو چه دانی که به من دیده بیدار چه کرد؟
88
غافل از خویش نه ای نیم نفس، چون دانی
که تمنای تو با صائب افگار چه کرد؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

