غزل شمارهٔ 406

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را
1
مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را
پری آورد در زیر نگین ملک سلیمان را
2
لب جان بخش او را نیست پروای خط مشکین
سیاهی نیل چشم زخم باشد آب حیوان را
3
یکی صد شد ز خط عنبرین آن حسن روزافزون
شبستان سرمه روشندلی شد شمع تابان را
4
چو شد نومید ازان رخسار نازک قطره شبنم
ز برگ لاله و گل بر جگر افشرد دندان را
5
به طفل نی سواری داده ام دل را ز بی باکی
که بر شیران کند انگشت زنهاری نیستان را
6
مکن تعجیل در قطع علایق چون سبکساران
به همواری برون آور ز چنگ خار دامان را
7
گر از اوضاع دنیا درهمی صائب نظر وا کن
که بیداری بود لاحول، این خواب پریشان را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گه از می تلخ می‌کن آن دو لعل شکرافشان را

که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4

برو، ای باد و پیش دیگران ده جلوه بستان را

مرا بگذار تا می‌بینم آن سرو خرامان را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 65

شدی پیر و همان در بند غفلت می‌کنی جان را

به پشت خم کشی تا کی چو گردون بار امکان را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 133

عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را

که‌بینایی چو چشم‌ازسرمه‌ممکن نیست‌مژگان را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 134

هوس مشتاق رسوایی مکن سودای پنهان را

به روی خندهٔ مردم مکش چاک‌گریبان را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 136

رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را

فروبُرّید ساعدها برای خوب کنعان را

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 58

نوید التفات شوق دادم از بلا جان را

کمند جذبه طوفان شمردم موج طوفان را

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 15

غمت در بوته دانش گدازد مغز خامان را

لبت تنگ شکر سازد دهان تلخ کامان را

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را

اگر در پله میزان ندیدی ماه کنعان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 400

به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را

غبار خط لب بام است این خورشید تابان را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 401

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور