غزل شمارهٔ 590
Toggle stanza 1مبر به جای اطاعت به کار طاعت را
11
مبر به جای اطاعت به کار طاعت را
گران به خاطر مردم مکن عبادت را
22
قبول خلق حجاب است از قبول خدا
نهفته دار به مجمع ز خلق، طاعت را
33
اگر خدای جهان را سمیع می دانی
مکن بلند برای خدا تلاوت را!
44
به میهمانی مردم مرو، وگر بروی
کم از فضیلت طاعت مدان اطاعت را
55
بشوی دست ز ورد و نماز، وقت طعام
ز انتظار مکن خون به دل جماعت را
66
چه لازم است کنی ختم، میهمانی را؟
به مجمعی که روی، ختم کن تلاوت را
77
مگیر از دهن خلق، حرف را زنهار
به آسیا چو شدی پاس دار نوبت را
88
ز خلق خوش، شکر و شیر باش با احباب
ز روی ترش مکن تلخ، کام الفت را
99
مشو چو بی خبران از مناسبت غافل
مکن به خلوتیان جمع، اهل صحبت را
1010
ضیافتی که در آنجا توانگران باشند
شکنجه ای است فقیران بی بضاعت را
1111
درین زمان که عقیم است جمله صحبت ها
کناره گیر و غنیمت شمار عزلت را
1212
اگر قدم نتوانی ز بزم خلق کشید
به گوش جان بشنو صائب این نصیحت را
زمین

