غزل شمارهٔ 592

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ترا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
1
مده به چشم و دل خویش راه، غفلت را
به خلوت لحدانداز خواب راحت را
2
نگاه دار به دست دعای مظلومان
عنان توسن چابک خرام دولت را
3
چو طوق فاخته جویای سرو قدی باش
به هر شکار میفکن کمند وحدت را
4
کمند وحشی رم کرده، بستن چشم است
تغافل است علاج آن رمیده الفت را
5
به گنج های گهر سرفرو نمی آرد
کی که یافت سر رشته قناعت را
6
جنون کامل ما از بهار مستغنی است
چه حاجت است نمک، شورش قیامت را؟
7
ز دست بسته گره وا نمی شود صائب
مکن دراز به هر سفله، دست حاجت را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور