Toggle stanza 1
خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
1

خال موزونت سویدا را زدل حک می کند

مردمک را در نظرها نقطه شک می کند

2

دل چنین گر بر در و دیوار خود را می زند

خانه ام را زود چون مجمر مشبک می کند

3

مد آهم دشت را پیچد بهم چون گردباد

سیل اشکم کوه را با کبک هم تک می کند

4

این خیال آباد را نتوان به چشم باز دید

چشم پوشیدن زدنیا کار عینک می کند

5

دشمن خارج نمی خواهد سبکسر چون هدف

کز رگ گردن زخود ایجاد ناوک می کند

6

هر که از صدق طلب آتش ندارد زیر پا

خار در پی کردنش کار بلارک می کند

7

وقت حاجت می برد عاقل به خصم خود پناه

چون قلم شد کند، گردن کج به گزلک می کند

8

نطق یاران موافق را زهم سازد جدا

صد زبان مختلف را خامشی یک می کند

9

خار خار شوق اگر صائب سبکدستی کند

خاک سنگین پای را با باد هم تک می کند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور