Toggle stanza 1
به که در پیش تو اظهار محبت نکنم
1

به که در پیش تو اظهار محبت نکنم

لب خود زخمی دندان ندامت نکنم

2

نگرفته است خراج از عدم آباد کسی

چون به یک بوسه ز لعل تو قناعت نکنم؟

3

آن غیورم که اگر شیشه به من کج نگرد

به قدح دست دراز از سر رغبت نکنم

4

دل بر این عمر سبکسیر نهادن غلط است

بر سر ریگ روان طرح عمارت نکنم

5

لب فرو بستنم از شکر نه از کفران است

شکر نعمت ز فراوانی نعمت نکنم

6

جان و دل زوست، چرا در قدمش نفشانم؟

چون به مال دگری جود و سخاوت نکنم؟

7

مشربم آب ز سرچشمه مینا خورده است

چون قدح سرکشی از خط اطاعت نکنم

8

شعله فطرت من نیست به از پرتو مهر

صائب از بهر چه با خاک قناعت نکنم؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور