Toggle stanza 1
بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن
1

بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن

بر گرانجانان بود مشکل ز جا برخاستن

2

سرفرازی می فزاید آتش سوزنده را

پیش پای هر خس و خاری بپا برخاستن

3

خوشنماتر در نگین دان از نشست گوهرست

از بزرگان گران تمکین ز جا برخاستن

4

حیرت رخسار آتشناک آن جان جهان

برد از یاد سپند من ز جا برخاستن

5

می رساند یک نفس بنیاد هستی را به آب

چون حباب از جا به امداد هوا برخاستن

6

می شود با خاک یکسان از طمع نفس خسیس

از سر راه است مشکل بر گدا برخاستن

7

جذبه ای عشق در کار من افتاده کن

کز سر دنیا شود آسان مرا برخاستن

8

برندارد عفو اگر از دوش ما بار گناه

سخت دشوارست در محشر ز جا برخاستن

9

سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد

با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور