غزل شمارهٔ 6807
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی
11
نیست چون صبح ترا جز نفس معدودی
چه کنی چون دل شب تیره اش از هر دودی؟
22
نیست سرمایه عمر تو به جز یک دو سه دم
چه کنی صرف به دودی که ندارد سودی؟
33
دود اگر زلف ایازست ببر پیوندش
حیف باشد که به زنجیر بود محمودی
44
چون سیاووش گذشتند ز آتش مردان
ما به همت نتوانیم گذشت از دودی
55
عیش خود تلخ مکن صائب ازین دود کثیف
گر به آتش نگذاری به تکلف عودی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

