غزل شمارهٔ 1575

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است
1

سرو را سرکشی از بار ز بی پروایی است

حاصل دست فشاندن به ثمر رعنایی است

2

فرد شو فرد ز مردم که فتوحات جهان

یک قلم جمع به زیر علم تنهایی است

3

لازم تیر هوایی است جدایی ز هدف

به مقامی نرسد هر که دلش هر جایی است

4

پیش احمق نه ز عجزست مرا خاموشی

طرف بحث به نادان نشدن دانایی است

5

لنگر من سبک از شورش طوفان نود

که به امید خطر کشتی من دریایی است

6

دل روشن ز غم روی زمین فارغ نیست

زردی چهره خورشید ز روشن رایی است

7

هر که صائب دل خود داد به آهو چشمی

گرچه در کوچه و بازار بود صحرایی است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور