Toggle stanza 1
در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد
1

در گنه اشک ندامت ز جگر برخیزد

این سحابی است که از دامن تر برخیزد

2

باده در چشم و دل پاک پریزاد شود

قطره چون در صدف افتاد گهر برخیزد

3

به شکر یا به نوای شکرین پیوندد

هر که از خاک چو نی بسته کمر برخیزد

4

از حریصان نرود حرص زر و سیم به مرگ

تشنه از خواب همان تشنه جگر برخیزد

5

غفلت نفس دو بالا شود از موی سفید

سگ محال است که از خواب سحر برخیزد

6

خانه کعبه مقصود سویدای دل است

گرد هستی اگر از پیش نظر برخیزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور