Toggle stanza 1
طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای
1

طومار عمر طی شد و غافل نشسته ای

برخاست شور حشر و تو کاهل نشسته ای

2

در وادیی که برق خورد نیش کاهلی

از غفلت آرمیده چو منزل نشسته ای

3

نیلوفر سپهر به خون تو تشنه است

ای لاله شکفته چه غافل نشسته ای

4

خضر رهی و پشت به دیوار داده ای

آیینه ای، چه سود که در گل نشسته ای

5

بر چهره ات چگونه در فیض وا شود؟

آخر کدام شب به در دل نشسته ای؟

6

در کعبه ای و پشت به محراب کرده ای

هم محملی به لیلی و غافل نشسته ای

7

چندین هزار مرحله می بایدت برید

تا روشنت شود که به منزل نشسته ای

8

این آن غزل که فیضی شیرین کلام گفت

در دیده ام خلیده و در دل نشسته ای

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…