غزل شمارهٔ 6854

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اداری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
1

غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟

به سرمه چشمی و چشمی به توتیا داری

2

ز برق و باد گرو می برد به گرمروی

ز عذر لنگ، سمندی که زیر پا داری

3

شراب ما سر منصور را به چرخ آرد

تو زود مست کجا ظرف جام ما داری؟

4

گره ز غنچه تصویر باز کرد نسیم

تو از حجاب همان بند بر قبا داری

5

دلم به حال تو ای سینه سخت می سوزد

که خانه پهلوی آتش ز بوریا داری

6

رسد چو حادثه ای با فلک درآویزی

همیشه طعنه طوفان به ناخدا داری

7

غم گرفتگی دل چه می خوری صائب؟

ز خامه شکرافشان گرهگشا داری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور