غزل شمارهٔ 2441
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نقطه خال لبت خط بر سویدا میکشد
11
نقطه خال لبت خط بر سویدا میکشد
در گوشت حلقه در گوش ثریا میکشد
22
حسن را در عشق میجوید دل بینای ما
بوی یوسف از گریبان زلیخا میکشد
33
داغ سودا میزند چشمک به برگ لالهام
ناله زنجیر، شوقم را به صحرا میکشد
44
چون حبابم چشم بر سر جوش صاف باده نیست
قسمت من انتظار درد مینا میکشد
55
تا به فردای جزا زهر ندامت میخورد
هرکه امروز انتظار عیش فردا میکشد
66
ابر چشمم چون به میدان جگرداری رود
قطره اشک مرا بر روی دریا میکشد
77
صائب از افسانه زلف دراز او مگو
آخر این سر رشته افسون به سودا میکشد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

