Toggle stanza 1
ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزد
1

ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزد

ز پیش راه تو چون گرد آسمان خیزد

2

ز فکر روی تو روشن شد آنچنان دل من

که همچو صبح مرا نور از دهان خیزد

3

به کام دل نفس آتشین چگونه کشم؟

مرا کز آتش گل دود از آشیان خیزد

4

مشو ز پاس دل رام گشته ام غافل

که از رمیدن من گرد از جهان خیزد

5

نشست گرد یتیمی ز روی گوهر، بحر

چه زنگ از دلم از چشم خونفشان خیزد؟

6

ز زخم تیر مکافات ظالمان نرهند

که پیشتر ز نشان ناله از کمان خیزد

7

نه آنچنان ز گرانی نشسته است به گل

سفینه ام، که به امداد بادبان خیزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور