Toggle stanza 1
شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد
1

شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد

در هیچ زمین نیست قرارم چه توان کرد

2

چون آبله در ظاهر اگر رنگ ندارم

در پرده غیب است بهارم چه توان کرد

3

شیرازه نگیرد به خود اوراق حواسم

برهم زده زلف نگارم چه توان کرد

4

چون گرد ز من نیست اگر پست وبلندم

خاک ره آن شاهسوارم چه توان کرد

5

برهم نزنم دیده ز خورشید قیامت

حیرت زده جلوه یارم چه توان کرد

6

در بیضه چه پرواز کند مرغ چمن گرد

زندانی این سبز حصارم چه توان کرد

7

کاری به مرادم نشد از نقش موافق

امروز که برگشت قمارم چه توان کرد

8

چون ماه درین دایره هر چند تمامم

از پهلوی خویش است مدارم چه توان کرد

9

از مشغله مهر ومحبت که فزون باد

صائب سرکونین ندارم چه توان کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور