غزل شمارهٔ 5105
شاعر: صائب
Toggle stanza 1از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
11
از کفر توان رستن ای یار به آمیزش
سجاده تواند شد زنار به آمیزش
22
سیلاب شود قطره انگور شود باده
تا فرد روان آرند اقراربه آمیزش
33
نتوان گره دل را واکرد به یک ناخن
بسته است درین عالم هرکار به آمیزش
44
ماننده دوناخن بس عقده که بگشایند
چون دست یکی سازنددویاربه آمیزش
55
درساز به همجنسان زنهار که می گردد
چون حبل متین محکم یک تار به آمیزش
66
مقصود زآمیزش ،آمیزش روحانی است
آمیزش ظاهر را مشمار به آمیزش
77
درگوشه تنهایی هموار نمی گردد
هرکس که نشد صائب هموار به آمیزش
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

