غزل شمارهٔ 1098
Toggle stanza 1آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
11
آتش افروز شکر شیرینی پیغام توست
زخم پیرای ملاحت تلخی دشنام توست
22
سبزه ای کز آتش یاقوت فرسای کلیم
می زند جوش طراوت، خط عنبر فام توست
33
ابر سیرابی که بر خارا کند گوهر نثار
وز ندامت تر نگردد، التفات عام توست
44
ای تغافل پیشه بر پرواز ما دل بد مکن
خاک ما افتادگان در شهر بند دام توست
55
کار خود صائب به تأثیر محبت واگذار
این ندیدنها گناه شوخی ابرام توست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

