غزل شمارهٔ 2156
شاعر: صائب
Toggle stanza 1روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
11
روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه است
کز چین جبین سلسله جنبان نگاه است
22
خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیست
غفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است
33
بر داغ سیه روزی عشاق ببخشای
شکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است
44
غربت مپسندید که افتید به زندان
بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است
55
هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده است
در سینه من مایه صد سلسله آه است
66
بر خانه من سیل حوادث نکند زور
همواری من دشت صفت پشت و پناه است
77
پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهر
آن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است
88
صائب عجبی نیست گر آرام ندارم
خاکستر من در گرو صرصر آه است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

