غزل شمارهٔ 4349
شاعر: صائب
Toggle stanza 1هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
11
هر شیشه دلی حوصله شور ندارد
عریان جگر خانه زنبورندارد
22
در پله معراج رسد گوی ز چوگان
از دار محابا سر منصور ندارد
33
نادان که کند دعوی دانش بر نادان
زشتی است که شرم از نظر کورندارد
44
زد غوطه به خون برلب هر کس زدم انگشت
این غمکده یک خاطر مسرور ندارد
55
از دیده بیناست غرض دیدن خوبان
پوشیده به آن چشم که منظور ندارد
66
ز اندوختن دانه دل سیر نگردد
در حرص کمی خال تو از مور ندارد
77
صائب سخن سبز بود زنده جاوید
فیروزه من کان نشابورندارد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

