Toggle stanza 1
دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ
1

دمید صبح و نگشتیم آشنای چراغ

شبی به روز نکردیم زیر پای چراغ

2

به ناامیدی من رحم کن که می سوزد

طبیب بر سر بالین من به جای چراغ

3

همیشه زیر سیاهی است داغ روزن من

درآن حریم که تاریک نیست پای چراغ

4

بس است معذرت کشتنم پشیمانی

که آه سرد نسیم است خونبهای چراغ

5

اگر چه ریخت ز هم تاروپود فانوسم

به گردش است همان درسرم هوای چراغ

6

اگر ستاره به خورشید می رسد صائب

کجا رسد به رخ آتشین صفای چراغ ؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور