Toggle stanza 1
در پیری ارتکاب می ناب می کنی
1

در پیری ارتکاب می ناب می کنی

این صبح را تصور مهتاب می کنی

2

مویت سفید گشت و همان از شراب تلخ

در شیر زندگانی خود آب می کنی

3

دل را برای جسم ز می می کنی خراب

تعمیر دیر از گل محراب می کنی

4

از توبه حرف می زنی و باده می خوری

بیدار می شوی و دگر خواب می کنی

5

در قلزمی که کشتی نوح است در خطر

بالین ز گرد بالش گرداب می کنی

6

سررشته حیات به آخر رسید و تو

پس پس سفر چو طفل رسن تاب می کنی

7

درمان شیب باده روشن نمی کند

زخم کتان رفو چه به مهتاب می کنی؟

8

چون عقل و هوش و دین و دلت را شراب برد

آهنگ این سفر به چه اسباب می کنی؟

9

موی سفید، مشرق صبح قیامت است

وقت است توبه گر ز می ناب می کنی

10

از روی گرم دل به تو پرتو نمی رسد

تا پشت خویش گرم به سنجاب می کنی

11

همت زراستان، گه افتادگی بجوی

بالین ز راه ساز، اگر خواب می کنی

12

اول دل و زبان خود از توبه پاک کن

صائب اگر نصیحت احباب می کنی

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…