Toggle stanza 1
دستگاه شور من از دامن هامون فزود
1

دستگاه شور من از دامن هامون فزود

چشم آهو پرده‌ها بر وحشت مجنون فزود

2

می‌نماید گوهر شب‌تاب در شب خویش را

از خط شبگون فروغ آن لب میگون فزود

3

از دوصد قانون نگردد کشف بر حکمت‌شناس

آنچه از یک خشت خم بر علم افلاطون فزود

4

گاه باشد خرمنی از دانه‌ای فاسد شود

بخل خاک خشک مغز از صحبت قارون فزود

5

زود عالمگیر گردد چون دو مصرع شد بلند

فتنه صبح قیامت زان قد موزون فزود

6

از فریب نعل وارون فلک غافل شدند

حرص روزی‌خوارگان زین کاسه وارون فزود

7

جای حیرت نیست، خرمن‌ها تمام از دانه‌ای است

تخم مهر ما اگر زان خال گندمگون فزود

8

بود راز آن دهن پوشیده صائب، از چه روی

خط ظالم پرده دیگر بر آن مضمون فزود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور