غزل شمارهٔ 6577

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امنه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بی تأمل بر بساط پاکبازان پا منه
1

بی تأمل بر بساط پاکبازان پا منه

تا نشویی دست از جان پای در دریا منه

2

قسمت صیاد از صید حرم دل خوردن است

امن می خواهی، ز حد خویش بیرون پا منه

3

چون نداری ترجمانی همچو عیسی در کنار

مهر خاموشی چو مریم بر لب گویا منه

4

گوشه گیری در میان خلق تنها بودن است

بر دل خود بار کوه قاف چون عنقا منه

5

بر سبکروحان گران گردیدن از انصاف نیست

برنداری باری از دل، بار بر دلها منه

6

چاه خس پوشی است در هر گام این وحشت سرا

بی عصا زنهار در صحرای امکان پا منه

7

گوشه گیر از خلق چون آیینه ات بی زنگ شد

خرمن خود را چو کردی پاک در صحرا منه

8

آه سرد ناامیدی می کند کار خزان

چوب منع ای باغبان در پیش راه ما منه

9

می شود بر زود سیریها گواه پا بجا

وقت رفتن میهمان را کفش پیش پا منه

10

بالش خار است سر از خواب چون سنگین شود

زیر سر چون تن پرستان بالش خارا منه

11

شهپر پروانه نتواند نقاب شمع شد

پرده بر رخسار خود ای آتشین سیما منه

12

نسخه داغی به دست آر از دل پرشور ما

دل به داغ بی نمک چون لاله حمرا منه

13

از تواضع های رسمی می کنندت سنگسار

تا میسر می شود از خانه بیرون پا منه

14

دیده را از خون دل مگذار صائب بی نصیب

آنچه می باید به ساغر ریخت در مینا منه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…