غزل شمارهٔ 3407
Toggle stanza 1می توان گرد خط از آینه حسن زدود
11
می توان گرد خط از آینه حسن زدود
از گهر گرد یتیمی اگر آسان خیزد
22
لعل چون لاله به دور لب رنگین سخنت
داغدار از جگر کان بدخشان خیزد
33
روی بر تافتن از ما ز مروت دورست
غیر تسلیم چه از دیده حیران خیزد؟
44
گرد پاپوش به ویرانه ما افشاند
هر کجا سیلی ازین کوه و بیابان خیزد
55
مرگ عیدست ز افلاس به تنگ آمده را
همچو آن خفته که از خواب پریشان خیزد
66
پای در دامن تسلیم و رضاکش صائب
تا ترا نکهت یوسف ز گریبان خیزد
77
خط سبزی که ز پشت لب جانان خیزد
رگ ابری است که از چشمه حیوان خیزد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

