غزل شمارهٔ 2211
Toggle stanza 1می گلرنگ خونی رازست
11
می گلرنگ خونی رازست
لب ساغر خموش غمازست
22
دهن شیشه مغرب عقل است
لب پیمانه مشرق رازست
33
یک الف وار نیست گوشه امن
صفحه خاک، سینه بازست
44
عقل با عشق مشتبه نشود
ذره از آفتاب ممتازست
55
بلبل بوستان شوق ترا
شکن دام، بال پروازست
66
طور آخر گل از تجلی چید
کار افتادگان خداسازست
77
دل صائب ز شوق آب شده است
تشنه خاک پاک شیرازست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

