غزل شمارهٔ 560
Toggle stanza 1هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما
11
هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما
چه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟
22
علم لشکر ما از سر جان خاستن است
زهره کیست که گردد طرف لشکر ما؟
33
شمع یک مصرع برجسته ز مجموعه ماست
بال پروانه بود یک ورق از دفتر ما
44
دانه سوخته، از ابر نمی گردد سبز
چه خیال است که مسعود شود اختر ما؟
55
بس که در جستن آن سرو روان بال زدیم
نقش، چون گرد فرو ریخت ز بال و پر ما
زمین

