غزل شمارهٔ 559

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟
1
تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟
چند باشد چو زره زیر قبا جوهر ما؟
2
لاله با دامن صحرای قیامت چه کند؟
فارغ از داغ بود سینه غم پرور ما
3
نیست امروز به جمعیت ما سوخته ای
بال پروانه بود یک ورق از دفتر ما
4
گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم
بر مراد دگران سیر کند اختر ما
5
می زند شورش ما هر دو جهان را بر هم
نشود کوه غم یار اگر لنگر ما
6
جگر سوخته ماست نهانخانه عشق
آتش طور بود در ته خاکستر ما
7
دشمن از صحبت ما کامروا می خیزد
نیست چون شمع درین انجمن از ما سر ما
8
آرزو در دل غم دیده ما آه شود
رگ خامی برد از عود برون مجمر ما
9
از پریخانه چین باج ستاند فانوس
ریخت تا در قدم شمع تو بال و پر ما
10
گریه شادی ما تلخ نگردد صائب
آسمان شیشه خود گر شکند بر سر ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور