غزل شمارهٔ 797

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: الها

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
نتوان به بی‌مثال رسید از مثال‌ها
1
نتوان به بی‌مثال رسید از مثال‌ها
از ره مرو به موج سراب خیال‌ها
2
بانگ جرس ز خوبی یوسف چه آگه است؟
در کنه ذات حق نرسد قیل و قال‌ها
3
زرین چو برگ‌های خزان دیده گشته‌اند
از باد دستی تو، زبان سؤال‌ها
4
ما چون قلم تمام زبان شکایتیم
در خلوتی که قال شمارند حال‌ها
5
از اشتیاق دام تو مرغان دوربین
در بیضه می‌دهند سرانجام بال‌ها
6
در روزگار چشم تو جام تهی نماند
یکسر شدند ماه تمام این هلال‌ها
7
داغی که بود بر دل مجنون دورگرد
شد تازه از سیاهی چشم غزال‌ها
8
ده در شود گشاده، شود بسته چون دری
دارند ده زبان ز ده انگشت، لال‌ها
9
در عهد پاکدامنی او نمی‌رود
دل‌های بدگمان به ره احتمال‌ها
10
صائب ز خواب‌های پریشان خلاص شد
هرکس که ساده کرد دل از خط و خال‌ها

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور