Toggle stanza 1
پیکان یار را به دل و جان نگاه دار
1

پیکان یار را به دل و جان نگاه دار

تاممکن است عزت مهمان نگاه دار

2

عینک به چشم هر که نهد شیشه دل شود

ای شوخ چشم،عزت پیران نگاه دار

3

رم می کند غزال من از نوشخند گل

ای غنچه دست خود ز گریبان نگاه دار

4

در هر گذر سبیل مکن آبروی خویش

ای خضر پاس چشمه حیوان نگاه دار

5

ای خط مبر طراوت آن روی را تمام

یک قطره بهر سیب زنخدان نگاه دار

6

ای سینه صرف صبح مکن آه را تمام

مدی برای شام غریبان نگاه دار

7

صائب مده به دست هوا اختیار دل

این کشتی شکسته ز طوفان نگاه دار

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور