Toggle stanza 1
در حضور بلبلان خاموش می باید شدن
1

در حضور بلبلان خاموش می باید شدن

همچو شاخ گل سراپا گوش می باید شدن

2

تا به اندک فرصتی گنجینه گوهر شوی

چون صدف در بحر هستی گوش می باید شدن

3

گر زبان آتشین چون شمع داری در دهن

پیش صبح خوش نفس خاموش می باید شدن

4

می کند کار نمک در باده اظهار شعور

چون به مستان می رسی بیهوش می باید شدن

5

مهر خاموشی به لب زن چون نداری معرفت

بر سر خوان تهی سرپوش می باید شدن

6

چشم اگر داری که خواب سیر در منزل کنی

زیر هر بار گرانی دوش می باید شدن

7

در بهار نوجوانی عشق ورزیدن خوش است

آتشی تا هست صرف جوش می باید شدن

8

گرچه نتوان گرد آن ماه تمام از شرم گشت

هاله آسا جمله تن آغوش می باید شدن

9

جاده های نیش صائب منتهی گردد به نوش

در جهان قانع به نیش از نوش می باید شدن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور