غزل شمارهٔ 4217

Toggle stanza 1
اول ثنای عشق فصیحان اداکنند
1

اول ثنای عشق فصیحان اداکنند

آری طعام را به نمک ابتدا کنند

2

نقش مراد طرح به اقبال می دهند

جمعی که تکیه گاه خود از بوریا کنند

3

ظاهر شود که خلق چه دارند در بساط

در کشوری که یوسف ما رابها کنند

4

زخم دهان شکوه نمایان نمی شود

مردم به قدر حاجت اگر اکتفا کنند

5

نتوان میان حسن ومحبت دویی فکند

از هم چگونه شیر وشکر را جدا کنند

6

باشد به از ملایمت مردم خسیس

اهل کرم درشتی اگر با گدا کنند

7

عالم حریف دشمنی ما نمی شود

ما را اگر به بیکسی ما رهاکنند

8

صائب جماعتی که به معنی رسیده اند

تسخیر دل به یک سخن آشناکنند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور