غزل شمارهٔ 3872

Toggle stanza 1
به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد
1

به ملک امن رضا شور وشر نمی باشد

که انقلاب در آب گهر نمی باشد

2

سیاه بختی ما رنگ بست افتاده است

وگرنه هیچ شبی بی سحر نمی باشد

3

دلیل قلزم وحدت بس است صدق طلب

که سیل در گرو راهبر نمی باشد

4

زبان لاف درازست بی کمالان را

سگ خموش در این رهگذر نمی باشد

5

ز پشت آینه شد خیره چشم آینه دار

فروغ حسن ازین بیشتر نمی باشد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور