غزل شمارهٔ 3750
Toggle stanza 1سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
11
سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
که خون مرده غم نیشتر نمی دارد
22
ز انقلاب جهان فارغند بی مغزان
کف از تلاطم دریا خطر نمی دارد
33
به قدر تلخی محنت بود حلاوت عیش
نیی که بند ندارد شکر نمی دارد
44
صفای سینه ز اهل نفاق چشم مدار
شب سیاه درونان سحر نمی دارد
55
یکی است در دل ما سوز داغ کهنه و نو
درین چمن رگ خامی ثمر نمی دارد
66
ز گل شکایت بلبل دلیل خامیهاست
که هرچه سوخته گردد شرر نمی دارد
77
بود عزیز نظرها کسی که چون نرگس
ز پشت پای ادب چشم بر نمی دارد
88
درین ریاض زمین گیر خواریم صائب
که مهر را کسی از خاک بر نمی دارد
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

