Toggle stanza 1
یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس
1

یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس

روحهای گل به رو مالیده را فریاد رس

2

با کمند جذبه ای، ای آفتاب بی نیاز

سایه های برزمین چسبیده رافریاد رس

3

از کشاکشهای بحر ای ساحل آرام بخش

این خس و خاشاک طوفان دیده را فریاد رس

4

از ره پنهان، به روی گرم ای پیر مغان

باده های خام ناجوشیده را فریاد رس

5

می شود از قطع، راه عشق هر دم دورتر

رهروان این ره خوابیده رافریاد رس

6

ای بهار عشق کز رخسارت آتش می چکد

این زسرمای هوس لرزیده رافریاد رس

7

ای که رگ از سنگ چون مواز خمیر آری برون

رشته جان به تن پیچیده رافریاد رس

8

ای که کردی از صدف گهواره در یتیم

این گهرهای به گل چسبیده را فریاد رس

9

بلبلان گلها ز باغ کامرانی چیده اند

این گل از باغ جهان ناچیده را فریاد رس

10

گرچه می دانم به داد پاکبازان می رسی

این به خون آرزو غلطیده را فریاد رس

11

در جهان پر ملال ای کیمیای خوشدلی

رحمتی کن صائب غم دیده رافریاد رس

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…