شمارهٔ 216
Toggle stanza 1نظر کردم به چشم رای و تدبیر
11
نظر کردم به چشم رای و تدبیر
ندیدم بِه زِ خاموشی، خِصالی
22
نگویم لَب ببند و دیده بَردوز
ولیکن، هر مقامی را مَقالی
33
زمانی، درسِ عِلم و بحثِ تَنزیل
که باشد نَفْسِ انسان را کمالی
44
زمانی، شعر و شطرنج و حکایت
که خاطر را بُوَد دَفعِ مَلالی
55
خدای است آنکه ذاتِ بینظیرش
نگردد هرگز از حالی به حالی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ز مشک تر خطی داری و خالی
ندیده از تو مشکین تر غزالی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 956
سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیالي
و جاوَبَتِ الْمثاني و الْمِثالي
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 463
بیا ای آنک سلطان جمالی
کمالات کمالان را کمالی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2718
الا، قد طال عهدی بالوصال
و مالی الصبر عن ذاک الجمال
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 275
تَرَحَّمْ ذِلَّتی یا ذَا المعالی
وَ واصِلْنی اِذا شَوَّشْتَ حالی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 594

