شمارهٔ 117 - ظاهرا در مدح صاحب دیوان است
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
به سمع خواجه رسانید اگر مجال بود
که ای خزانهٔ ارزاق را کف تو کلید
به لطف و خوی تو در بوستان موجودات
شکوفهای نشکفت و شمامهای ندمید
چنانکه سیرت آزادگان بود کرمی
به من رسید که کردی ولی به من نرسید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید
قضا نوشت مگر سرخطم به سایهٔ بید
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1582
به گرد عارض تو گر دمیده یک دو سه موی
مکن ز عشق من و حسن خویش قطع امید
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 9
به طرف باغ عجب دلکش است سایه بید
که لمعه لمعه درخشد ازان میان خورشید
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 154
ز سبزه گرد لب جوی خط تازه دمید
به تازگی خط آیندگان باغ رسید
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 273
جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشید
هِلال عید در ابرویِ یار باید دید
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 238
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 239
دریغ! مدحت چون زر و آبدار غزل
که چابکیش نیاید همی به لفظ پدیذ
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 47
سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 955
ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان
چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 85
درین مقام طرب بی تعب نخواهی دید
که جای نیک و بدست و سرای پاک و پلید
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 62 - در عزت عزلت و قناعت گوید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

